حس اول: ترم تموم شده و درسته که سرم شلوغ تر شده اما یه حس آرامش همراهم هست شبیه گذشت, شبیه غوطه ور شدن تو یه عالم جدید, شبیه آروم, شبیه سقوط آزاد, شبیه چیزی که نمیدونم چیه ولی رنگش آبیه.
حس دوم: آدم یاد ناپلئون تو انیمال فارم می افته.
"بعد از 3هفته از اخراج اسنوبل طرح آسیاب بادی تصویب شد!و در جواب حیرت حیوانات گفته شد که این نظر خود ناپلئون بوده است و باید برای این کار سخت کار کنیم و غذاها جیره بندی شود. ناپلئون دیگر هم سطح بقیه نمی نشست همیشه روی کوهی کاه قرار می گرفت و وقتی حیوانات اعتراض کردند خوکهای دیگر گفتند شما قطعا نمی خواهید آقای جونز بازگردد؟و همه خاموش
این روزها ناپلئون کم پیدا بود و اگر هم بیرون می امد سگها حفاظتش می کردند یک روز وارد جمع حیوانات شد وگفت:شواهد نشان می دهد که بعضی از شما با اسنوبل در ارتباط هستید و صدای خاص خود را درآورد سگها به سمت 3خوک دویدند و آنها را خونین کردند در زیر کتکها آن3اعتراف کردند که با اسنوبل در تماس بوده اند و آنها را در دم کشتند...."
حالا این دو تا حسو با هم قاطی کن ببین چیییییییی از توش در میاد